www.asharvatan.blogfa.com


بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش آشار شهرستان سرباز در سال ۱۳۸۵

برابر با 12167 نفر بوده است .


 نقشه سرباز در تقسيمات كشوري ايران
 

| 5:14 PM جمعه، 30 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: شیخ زاده عبدالجلیل| لینک مستقیم |موضوع: عمومی |  (نظر بدهید.)



سلام

 عكس هايي كه مي بينيد در ايرانشهر گرفته شده است.

 

 











| 12:48 AM شنبه، 29 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: شیخ زاده عبدالجلیل| لینک مستقیم |موضوع: عمومی |  نظرات 3



فروشندگی روغن موتور

 

سرباز

 

عرضه کننده انواع روغن موتورهای صنعتی و کشاورزی

همراه:۰۹۱۵۱۹۸۰۲۶۸ بامدیریت:کریم زایی

آدرس:ایرانشهر-بلوارسرباز-ایستگاه سرباز


عشق مثل شاخه گلی است

 

 

 

طوايف سرباز

 

كليات:

 

   در بلوچستان ذات تعيين كننده پايگاه اجتماعى افراد و گروههاست. ذات در اساس همان اصل و نسب است. هويّت يك فرد وابسته به ذاتى است كه در آن متولد شده و زندگى مى‏كند. بطور كلى هر فرد بلوچ از هنگام تولد، يك وابستگى ذهنى به ذاتى مشخص دارد و در نتيجه آن هيچگاه خويشتن را تنها و بى‏كس احساس نمى‏كند، چرا كه اساس تشكيل ذات، خون مشتركى است كه در رگهاى افراد وابسته به آن جريان دارد و نتيجه اين اشتراك خون، چيزى جز تعصب نژادى نيست، همان تعصبى كه ابن خلدون براى جوامع صحرانشين بر مى‏شمارد. تعصب نژادى چنان در بين بلوچها ريشه دوانيده است كه خوشنامى و يا بدنامى، پيروزى و يا شكست، صواب يا خطاى فرد در امور گوناگون، پيش از اينكه براى خودش افتخار و سربلندى و يا برعكس موجب سرافكندگى و شرمسارى گردد، مؤثر در وجه ذاتش است و در كارنامه خانوادگى ذات ثبت مى‏شود. فرودستان جامعه براى حفظ خود در شرايط دشوار زندگى مجبورند كه به يكى از ذاتهاى بالا وابسته شوند تا تحت چتر حمايت آنان قرار گيرند. از ديگر ويژگيهاى ذات، برابرى و برادرى به عنوان يك اصل پذيرفته شده است.

      در بلوچستان تمام افراد يك ذات، يكسان و برابرند و كسى را بر ديگرى رجحان و برترى نيست، مگر در مواردى كه فرد يا افرادى در كسب وجه ‏ايى، مقبول براى ذات بكوشند و يا باعث از بين رفتن آبرو و حيثيت ذات خود شوند، در اين صورت دسته نخست مورد احترام و گروه دوم مورد نفرت و انزجار ذات خويش قرار مى‏گيرند. انسجام درونى ذاتى نتيجه مهمى در بر دار و آن اتحاد و انسجام كلى ذات است. اين اتحاد به حدى محكم و قوى است كه اگر اختلافى در درون ذات رخ دهد، بيگانگان حق دخالت و اظهار نظر ندارند. مسأله مهم ديگرى كه بايد به آن اشاره كرد، اين است كه هيچ يك از ذاتها خود را از ديگران كمتر نمى‏دانند و هر ذات براى خود اصل و نسبى بالاتر از سايرين قائل است. نتيجه اين خودخواهيها چيزى جز كينه توزى و جنگهاى بين ذاتى نيست كه اتحاد و انسجام چنين جامعه ‏اى دور از انتظار است. ازدواج در بين ذاتها درون گروهى است، و ممكن است ذاتهاى برتر نيز با يكديگر ازدواج بكنند. ذاتهاى پائين جامعه شامل غلامان، دَرزاده ها، استاها مى ‏باشند، ذاتهاى بالاتر مى ‏توانند از ذاتهاى پايين‏تر نيز زن بگيرند.

در زمينه تيره هاى نژادى و قومى مختلفى كه اكنون در بلوچستان و سربازمتوطن شده‏اند، و جايگاه اجتماعى آنان در ميان ساير اقوام ، چگونگى ادغام يا عدم ادغام آنان با سايرين، كارى نشده است. جز سياه پوستان كه به علت تيرگى رنگ پوست و سابقه تاريخى مشخصشان، مى ‏توان به سادگى آنان را يادگاران دوران برده‏دارى دانست، از چرايى و چگونى مهاجرت اكثر اقوام بدين خطّه، و سرنوشت آنان در اينجا، اطلاعات جامعى در دست نيست، آنچه هست در قصه ‏هاست كه صحت و سقم آنها سخت مورد ترديد است. اين نكته قابل توجه است كه در بلوچستان بسيارى از طايفه ‏ها يا ايرانى الاصل نيستند، يا آنها را ايرانى نمى‏دانند مثلاً مى ‏گويند موطن اصلى طايفه »رئيسى« مصر بوده است، يا هوتها از اعراب يمن و »رندها« از سوريه، »دَرزاده ‏ها« از آفريقا، »شيخ ‏زاده ‏ها« از جنوب قندهار افغانستان بليده ‏اي ها و قوم بَرّ از مسقط و عمان به بلوچستان آمده‏ اند.

 

برخى از طوايف بخش سرباز عبارتند از :

 

باركزايى: مردم اين طايفه در سراسر بلوچستان، مخصوصاً در دهستانهاى آشار و ايرافشان و سرباز به سر مى ‏برند مردم اين طايفه در اصل از افغانستان به ايران مهاجرت كرده ‏اند. و از اعقاب اميرشاهوخان باركزايى هستند.

 

بزرگزاده: مردم اين طايفه در دهستان سرباز و خصوصاً در روستاهاى دپكور و كوه متيك پراكنده هستند. بزرگزاده ‏ها، اصلاً كرد بوده و از آنجا به بلوچستان كوچ نموده ‏اند.و مردم اين طايفه خود را از اعقاب شاه نعمت الله ولى مى ‏دانند.

 

سگارى: محمد خان كه برادر شيخ محمد و فرزند شيرخان است، جد بزرگ سگاريها مى ‏باشد. محمد خان مدتى حاكم و رئيس سرباز بوده است، اما در طى درگيرى كه بين او و افغانها رخ مى ‏دهد، كشته مى ‏شود، آنگاه فرزندانش به كيشكور و كوه سگار پناهنده و متوارى مى ‏شوند. بعد از آن، نسل آنها به سگارى معروف مى ‏شود زيرا در كوه سگار اقامت داشتند. نيازخان و تقى و سعدى و سنايى از نسل محمدخان هستند كه اجداد سگاريها مى ‏باشند. تمام سگاريهاى سرباز و كوپك اولاد حاجى دادرحيم ، از اولاد سنايى هستند.

 

دهانى:  قلمرو طايفه دهانى از شمال به دشت مراد آباد سوران، از جنوب به صلاح كوه از مشرق به كوه بلوچ و زامران و از جانب غرب به سرباز و ايرندگان محدود مى ‏باشد. مركز طايفه در مورتان است.دهانى ها در تمام بخش و خصوصاً دهستان نسكند پراكنده ‏اند.

 

رئيسى: در دهستانهاى ايرافشان، آشار، سرباز و كيشكور پراكنده شده ‏اند كه در حال حاضر داراى فاميلهايى نظير اربابى، ملك رئيسى و نباتزهى هستند. رئيسى ‏ها از مالكيت آب و زمين و نخل برخوردارند.در قديم زمانيكه طايفه و ايل، به عنوان يك سازمان سياسى و واحد اجتماعى نسبتاً مستقل از مجموع جامعه ايران به سر مى ‏بُرد، و پيش از ورود مأموران دولت به اين منطقه، احتمالاً تيره يا طايفه رئيسى براى سرپرستى و حفظ نظم به عنوان ريش سفيد و كلانتر سهمى داشته است رئيسى ‏هاى كيشكور از نسل شير محمد جالقى هستند كه از جالق آمده و در كيشكور سكونت اختيار كرده و رياست كيشكور در اختيار او درآمد.

 

رند: در دهستانهاى ايرافشان و سرباز پراكنده ‏اند و هم‏اكنون داراى نام خانوادگى نظير ايراندوست، كرد، كريم‏زهى، آسكانى، آرامش، تلاتف، كنرزهى، وطنخواه و .... هستند. در مورد فاميل يانام خانوادگى آرامش لازم به توضيح است كه هنگامى كه مأموران ثبت احوال جهت دادن شناسنامه، خصوصاً در روستاى پيردان كه اكثريت رندها در همين‏جا مى ‏باشند، آمده بودند، از شخصى بنام ملك محمد رند سئوال مى ‏كنند كه فاميل شما چيست؟ وى مى ‏گويد كه رند است در همين هنگام مأموران آشفته مى ‏شوند و مى ‏گويند كه رندى ‏گرى را رها كنيد و آرامش اختيار كنيد و بدين‏ترتيب فاميل آرامش بوجود آمد. لازم به ذكر است مركزيت مردمان اين طايفه در نواحى اطراف مرز ايران و پاكستان خصوصاً در رديگ و سوراب و پيشين است.

 

بلوچ: در تمامى دهستانهاى بخش سرباز و خصوصاً دهستان سرباز و سركور پراكنده شده‏اند و داراى فاميلهاى ايراندوست، ايران نژاد، گهرامزهى، بهزامزهى، شهدادزهى، شنبه‏زهى، مزارزهى، كوه ونى ، فولاد پور، پارسانژاد و ... هستند.

 

بليده ‏اى: مردمان اين طايفه در اصل از مسقط به كيچ و »تربت فعلى« آمده و ساليان زيادى در آنجا مانده و حاكميت و سرورى آنجا را داشته ‏اند و در نهايت به بلوچستان ايران آمده ‏اند و پدر بزرگ بليده ‏اى ‏ها »بوسعيد« نام داشته كه به روايتى ديگر از الجزاير آمده ‏اند و مرحوم حاج كريم بخش سعيدى، بدين دليل فاميل خودشان را سعيدى گذاشته ‏اند. جهت كسب اطلاعات بيشتر به شجره‏نامه بليده‏اى به قلم خليفه داد محمد ساكن راسك مراجعه شود بليده ‏اي ها از نسل عبدالكريم فرزند حكيم داد هستند  كه از بليده آمده و به سرباز( ششگيم) سكونت كردند اينان بيشتر در دپكور و مغ پراكنده ‏اند.

 

ملازهى: در دهستان سرباز و خصوصاً در روستاهاى مغ و كوه ميتگ و انزا و دپكور و بطور محدود در دهستان ايرافشان پراكنده هستند. اينان نسل خود را به حضرت على( رض) مى ‏رسانند.

 

دَرزاده: مردمان اين طايفه از نسل غلامان هستند كه در طول زمان و به تدريج آزاد شده‏ اند ازدواج آنها نيز بيشتر به شكل درون گروهى، و گاه گاه با تيره نوكرها انجام مى ‏شود. درزاده ‏ها در تمامى دهستانها و روستاهاى بخش سرباز پراكنده هستند كه در گذشته داراى ملك و آب نبوده ‏اند اما در حال حاضر داراى زمين مى‏باشند.

 

استاها: استاها، صنعتگران جامعه هستند و عموماً به يكى از سه پيشه زرگرى، آهنگرى و نجارى و بطور محدود به ختنه كردن و آرايشگرى اشتغال دارند. و در ساختن زيور آلات زنان مهارت كافى و وافى دارند. مردمان اين طايفه هر كجا و براى هر كس مى ‏توانند كار بكنند. گاهى به ساختن ادوات كشاورزى و سيخ و داس و چكش، و ... اشتغال دارند. محل زندگى آنها از محلّه ساير طبقات جداست و بيشتر در حاشيه دهات زندگى مى‏كنند. علاوه بر مشاغل بالا به خريد و فروش الاغ و راديو و ضبط نيز مى‏پردازند. امروزه وضع استاها بسيار خوب شده و حتى داراى ماشين و خانه ‏هاى مجهز و ... هستند. همانند درزاده ها در تمامى روستاها پراكنده هستند.

 

نوكرها يا غلامان: اين تيره پايين ترين قشر اجتماعى موجود در سرباز را تشكيل مى‏دهد. اينان دو دسته هستند: يا نسل اندر نسل برده بوده‏اند و يا كسانى هستند كه در حملات طوايف بلوچ به استانهاى مجاور و يا همسايگان خود به اسارت گرفته شده و در اينجا فروخته شده ‏اند بطور كلى افراد اين ذات خدمتگزاران خانواده‏ ها بوده و در مواردى نقش كارگران كشاورزى را بر عهده دارند. غلامان داراى اندامى قوى و نيرومند و بينى پهن و گشاده، لبانى ستبر و برگشته، چشمانى سياه، موهايى مجعد و مشكى هستند. در حال حاضر بسيارى افراد اين طايفه حتى داراى آب و زمين شده ‏اند و از آزادى كامل همانند يك مرد بلوچ برخوردارند. غلامان نيز در تمامى دهستانها و روستاها پراكنده هستند.

 

مير و شيخ: ميروشيخ در اصل لقب هستند و طايفه ‏اى خاص نيستند و بطور كلى در تمامى دهستانهاى بخش سرباز، خصوصاً در نسكند و آشار پراكنده ‏اند.

 

 لازم به توضيح است كه اصيل‏ترين و قديم‏ترين طوايف موجود در سرباز همان رئيسى ‏ها و بزرگزاده ‏ها هستند كه از ملّاكين اصيل مى ‏باشند. و همچنين نباتزهى و سگارى و ميران نسكند ازطايفه ‏هاى اصيل اين منطقه هستند و اين سه طايفه، فرزندان سه نفر بنام‏هاى نبات خان كه مركز شان درپارود و زيارتجاه مى ‏باشد، و محمدخان كه مركزشان در دپكو و سگار است، و جان محمد خان كه مركزشان در نسكند مى ‏باشد. سه نفر مذكور با هم برادر و از فرزندان شيرخان مى‏باشند كه در پايان به ميرگهرام، مرحوم نوبندگ لاشارى ميرسند.

***

| 3:49 AM چهارشنبه، 26 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: شیخ زاده عبدالجلیل| لینک مستقیم |موضوع: عمومی |  (نظر بدهید.)